نام مسئول هسته : حمید صالحی
دانشکده مرتبط: علوم ورزشی
ردیف |
نام و نام خانوادگی |
مرتبه علمی |
گروه آموزشی |
عنوان برنامه پژوهشی جهت دار |
۱ |
احمدرضا موحدی |
استاد |
علوم ورزشی |
شناسایی روشهای بهینه آموزش و سازماندهی محیطهای اجرا و یادگیری مهارتهای حرکتی (برای ورزشکاران، کودکان، بزرگسالان، سالمندان، بیماران نوروسایکولوژیک و ...) |
۲ |
حمید صالحی |
دانشیار |
علوم ورزشی |
دانشجویان تحت راهنمایی تیم راهبری هسته:
ردیف |
نام و نام خانوادگی |
مقطع |
سال شروع تحصیل |
عنوان پارسا |
۱ |
سیدمحمدرضا موسوی |
دکتری |
۱۳۹۹ |
استفاده از ارکان کلیدی نظریه OPTIMAL برای کاهش آثار منفی تهدیدهای کلیشهای بر یادگیری مهارتهای حرکتی در دختران نوجوان |
۲ |
زهرا خلجی |
دکتری |
۱۴۰۰ |
بازیادگیری مهارتهای حرکتی در بیماران نوروسایکولوژیک از طریق ترکیبات انتظارات بهبودیافته، خودمختاری، و توجه بیرونی: مورد سکته مغزی و بیماری اماس |
۳ |
الا جهانبخش |
دکتری |
۱۴۰۰ |
آثار روشهای بهینه (انتظارات بهبودیافته، خودمختاری، توجه بیرونی) بر تهدیدهای کلیشهای مبتنی بر سن در یادگیری مهارتهای حرکتی |
خلاصه برنامه پژوهشی :
یکی از نظریههایی که بهتازگی در حوزه رفتار حرکتی مطرح شده، OPTIMAL theory است (Wulf, G., & Lewthwaite, R. (۲۰۱۶). Optimizing performance through intrinsic motivation and attention for learning: The OPTIMAL theory of motor learning. Psychonomic bulletin & review, ۲۳(۵), ۱۳۸۲-۱۴۱۴). این نظریه ادعا میکند که با استفاده از ترکیباتی از سازوکارهای انگیزشی (انتظارات بهبودیافته و حمایت خودمختاری) و توجه (توجه بیرونی) در آموزش و روشهای سازماندهی محیطهای تمرین، میتوان عملکرد و یادگیری حرکات را بهینه کرد.
هدف از تشکیل این هسته پژوهشی آن است که با استفاده از OPTIMAL theory، ضمن آزمون پیشبینیهای این نظریه و اعمال تغییراتی متناسب، به چند مسئله مرتبط و مهم در حوزه رفتار حرکتی بپردازد: اولین موضوع، مشکل عدم مشارکت و ضعف عملکرد و یادگیری مهارتهای حرکتیورزشی ناشی از آثار منفی تهدیدهای کلیشهای (کلیشهها باورها و عقایدی هستند که گروهی از افراد را به صفت و ویژگی خاصی پیوند میدهند.Inzlicht, M., & Schmader, T. (Eds.). (۲۰۱۲). Stereotype threat: Theory, process, and application. Oxford University Press. ) در نوجوانان است که ریشههای آن ناشی از مؤنث بودن، اضافهوزن، ضعف شایستگی حرکتی ادراک شده، و ... است.
دومین مشکل، ناشی از آثار منفی کلیشههای مرتبط با سن است که باعث میشود سالمندان در یادگیری مهارتهای حرکتی ضعیف عمل کنند و تمایل آنان به مشارکت در انجام فعالیتهای بدنی کاهش یابد. مسئله بعدی، مشکل اثربخشی مداخلات حرکت محور (بازتوانی حرکتی، بازیادگیری مهارتهای حرکتی، ارتقای شایستگی حرکتی) در بیماران نوروسایکولوژیک (ام.اس، سکته مغزی، طیف اوتیسم، اختلال هماهنگی رشدی، کمتوان ذهنی، پارکینسون، هانتیگتون، آلزایمر ...) است که منشأ آن تهدیدهای کلیشهای ناشی از نشانگان بیماری و ضعف شایستگی حرکتی ادراک شده است. مشکل مشابه، بازگشت به اوج آمادگی مهارتی در ورزشکاران پس از آسیبدیدگیهای مزمن است که بخشی از آن میتواند ناشی از ناکارآمدی برنامههای تمرینی باشد که نمیتوانند شرایطی بهینه ایجاد کنند که ورزشکاران در دوران نقاهت بر ترس قالبی ناشی از آسیبدیدگی مجدد و ضعف شایستگیهای حرکتی ادراک شده فائق آیند. اثربخشی مداخلات حرکت محور که با هدف جلوگیری از آسیبدیدگی و طراحی و اجرا میشوند نیز مشکل دیگری است که در این قالب میگنجد. باتوجهبه آثار گسترده تهدیدهای کلیشهای و درنظرگرفتن پیشبینیهای نظریه OPTIMAL، ما معتقدیم میتوان راهکارهایی بهینه برای حل این مشکلات ارائه کنیم. امید است بروندادهای این هسته پژوهشی بتواند به آحاد مختلف جامعه، ازجمله ورزشکاران، مربیان، معلمان تربیتبدنی، و تمرین دهندگان (ورزشی و توانبخشی) کمک کند شرایط بهینهای برای زندگی و فعالیتهای حرکتی خود فراهم نمایند .